صفحه اصلی arrow شمارۀ ۲ arrow دیانت بهائی در روسیه
دیانت بهائی در روسیه
چاپ ارسال به دوست
شمارۀ ٢
نگارش: وحید رأفتی
  
 

ارتباط بابیان و بهائیان با روسیّه به سالیان اولیّه، ظهور حضرت باب در ایران راجع می گردد. منوچهر خان معتمدالدّوله گرجی که در سال ۱۲۰۹ ه.ق (۱۷۹۴ م) از تفلیس به ایران آمده بود و بعد از طیّ مدارج ترقّی در دستگاه سیاسی ایران از سال ۱۲۵۴ ه.ق (۱۸۳۸م) تا سال وفاتش یعنی سنه ۱۲۶۳ ه.ق (۱۸۴۶ م) حاکم اصفهان، لرستان و خوزستان بود اوّلین فرد سرشناس از سرزمین روسیّه است که به مهماندارای و حمایت حضرت باب در ایّام اقامت آن حضرت در اصفهان قیام نمود و تا حین وفاتش از این عالم از هیچ نوع مساعدت مضایقه ننمود.

پس از صدور فتوای مجتهدین در تبریز مبنی بر کشتن حضرت باب حکومت تبریز سام خان ارمنی را که فرمانده فوج ارامنه بود مأمور اجرای حکم نمود، این برخورد دیگر حضرت باب با فردی از سرزمین روسیّه بود. سام خان مسیحی اصلاً از افسران سپاه روس در جنگ با فتحعلی شاه بود، او در آن جنگ اسیر شد و مسلمان گشت و از ارامنه ساکن ارومیّه و بعضی از سربازان روسی که در جنگ اسیر شده بودند فوجی ترتیب داده فرماندهی آن را به عهده گرفت. چنانچه در تواریخ نهضت بابیّه مذکور است سام خان ارمنی و فوج او حضرت باب و جناب انیس را که با هم به تیری بسته بودند هدف تیرباران قرار دادند امّا به نحوی معجزه آسا هر دو محفوظ ماندند و سام خان مسیحی که قلباً به تیرباران آن حضرت راضی نبودند از این حُسن اتّفاق شادمان گشته محلّ اعدام را ترک نمود. بعد از استعفای سام خان فوج دیگری مأمور تیرباران حضرت باب گشت. در این مرتبه حضرت باب و جناب انیس به شهادت رسیدند و اجساد آنان که از شدّت تیرباران مشبّک و از هم پاشیده شده بود از میدان سربازخانه که محلّ تیرباران بود به خندقی در کنار شهر حمل شد و عدّه ای سرباز برای محافظت آنها تعیین گردید.(۱)

پس از شهادت حضرت باب در تبریز به سال ۱۲۶۶ ه.ق(۱۸۵۰م) خانیکف، کفیل سرکنسول روسیّه در تبریز تصویری از اجساد را که بر روی زمین افتاده بود تهیّه کرد و به این ترتیب یکی از مهمّ ترین و گرامی ترین تصاویری که تکریم و حفظ آن مورد علاقه شدید بابیان و بهائیان است بوجود آمد.(۲)

ارتباط بابیّه با روسیّه در سنین بعد از شهادت حضرت باب اهمیّت و توسعه بسیار یافت. در سنه ۱۲۶۸ ه.ق (۱۸۵۲) زمانی که واقعه تیراندازی به ناصرالدّین شاه اتّفاق افتاد حضرت بهاء الله مظنون به شرکت در این ماجرا گردیده در زندان سیاه چال محبوس شدند. در آن ایّام میرزا مجید آهی که شوهر خواهر حضرت بهاء الله بود در سمت منشی اوّل سفارت روس در ایران خدمت می نمود و سفیر روس در ایران به نظر دوستی و حُسن ظنی که به منشی اوّل سفارت داشت رهبران ایران را به لزوم یافتن مسبّبین واقعی تیراندازی متذکّر ساخت و چون مسبّبین این واقعه ناگوار شناخته شدند بی گناهی و عدم دخالت حضرت بهاء الله در این حادثه به اثبات رسید و از حبس سیاه چال خلاصی یافتند. به دنبال این جریان فرمان حکومت مبنی بر اخراج حضرت بهاء الله از ایران صادر شد و سفیر روس در ایران یعنی پرنس دالگورکف Prince Dimitra Ivanivich Dolgirukov پس از اطّلاع از این فرمان پیشنهاد نمود که حضرت بهاء الله در تحت حمایت دولت روس به این کشور هجرت نمایند ولی حضرت بهاء الله سفر به بغداد را اختیار نمودند و در سال ۱۲۶۹ ه.ق (ژانویه ۱۸۵۳) به سمت بغداد رهسپار شدند. در طول این سفر حضرت بهاء الله اعضای عائله در معیّت مأمورین ایرانی و روس بودند. بعد از خروج حضرت بهاءالله از ایران کارگزاران امور روسیّه در ایران اعمّ از مأمورین امور کنسولی و سفراء نسبت به بهائیان و مصائب و آلامی که بر آنها وارد میشد عکس العمل های مختلفی نشان داده اند. کیفیّت این عکس العمل ها بیش از آنکه بر سیاست کلّی دولت روسیّه در ایران مبتنی باشد به شخصیّت و تمایلات خصوصی کنسول ها در هر شهر، شدّت و کیفیّت وقایع، و سلطه علمای محلّی و بالاخره حکّام و مأمورین دولتی مربوط بوده است.

در سالهای ۱۸۷۳-۱۸۶۳ م حضرت بهاء الله الواح متعدّدی خطاب به ملوک و رؤسای سیاسی و مذهبی عالم مرقوم و ارسال داشتند. از جمله نفوسی که در این آثار مورد خطاب قرار گرفته اند تزار روسیّه الکساندر دوم Tsar Alexandet II (۱۸۸۱-۱۸۱۸ م) است که لوحی مفصّل به زمان عربی برای او ارسال شد. در این لوح حضرت بهاء الله به مساعدت سفیر روس در ایران در هنگام مسجونیّت آن حضرت در سجن طهران اشاره نموده، از مقامات روحانی و رسالت خود سخن گفته و الکساندر دوم را به قیام و دعوت امم به خداوند علی عظیم امر نموده اند. در این اثر حضرت بهاءالله به مصائب و آلام خود تصریح نموده و خود را موعود کلّ امم و کتاب های آسمانی دانسته و به صریح عبارت بیان داشته اند که نه آزار و اذیّت مردم دنیا لطمه ای بر امر او وارد می آورد و نه اقبال خلق عالم نعفی به او میرساند. او آنچه را از طرف خداوند مأمور به بیان است می گوید و مقصودی جز آن ندارد که خلق عالم به آنچه سبب خیر و برکت در این عالم و عوالم دیگر است فائز گردند.(۳)

مقارن ایّام توقّف حضرت بهاء الله در سجن عکّا (ورود به عکّا ۳۱ آگست ۱۸۶۸- درگذشت ۲۹ می ۱۸۹۲( آوازه دیانت بهائی به وسیله بهائیان به قفقاز و ترکستان روسیّه رسید و جوامع کوچک و بزرگ بهائی در این نواحی به تدریج تشکیل شد.

ترکستان*

مشاکل و تضییقات وارده بر بهائیان در ایران و آزادی فکری و مذهبی و نیز امکانات مناسب کار و زندگی در روسیّه سبب گردید که در حدود سال ۱۸۸۴ م جمعی از بهائیان ایران به عشق آباد کوچ نمایند و به تدریج جامعه ای بزرگ در آن شهر بوجود آورند. در سال ۱۳۰۰ ه.ق (۱۸۸۲ م) محمّد رضا ارباب پسر محمّد کاظم اصفهانی و حاجی عبدالرّسول یزدی پسر محمّد علی یزدی اوّلین کسانی بودند که قدم به شهر عشق آباد گذاشتند. پس از ایشان و به فاصله یکی دو سال، استاد علی اکبر بنّای یزدی و استاد محمّد رضا خرّم شاهی و اعضای عائله، آنها و بعضی دیگر از بهائیان یزد نیز به امید زندگانی آسوده تر و کار و امکانات بهتر عازم عشق آباد شدند و جامعه ای تشکیل دادند که به سرعت قدم در راه پیشرفت و توسعه ای خارق العاده گذاشت که نظیر آن در بین جوامع بهائی در سراسر دنیا هنوز کمتر اتّفاق افتاده است.(۴)

اوّلین بهائیانی که در عشق آباد مستقرّ شدند از بنّایان، تجّار، اهل کسبه و پیشه و کارگران ساده بودند. با هجرت و استقرار این نفوس جمعیّت جامعه عشق آباد به سرعت افزایش یافت و از نظر مادّی و معنوی بنیه ای قوی حاصل نمود. آمدن میرزا ابوالفضل گلپایگانی، مبلّغ و عالم مشهور بهائی به این شهر در جولای سال ۱۸۸۹ بر شور و نشاط و فعّالیّت های علمی و فرهنگی جامعه افزود.(۵)

در ۱۲ محرّم ۱۳۰۷ ه.ق (۸ سچتامبر ۱۸۸۹ ) چند نفر از شیعیان عشق آباد یکی از بهائیان سرشناس شهر یعنی حاجی محمّد رضای اصفهانی را در بازار عشق آباد با ضربات کارد به شهادت رساندند. مرتکبین این قتل بلافاصله دستگیر شده و محاکمه شدند و دو نفر از قاتلین به مرگ محکوم شده، پنج نفر دیگر به تبعید و یا حبس از ۱۶ ماه تا ۱۵ سال محکوم گشتند.

به دنبال صدور حکم دادگاه بهائیان از قاتلین شفاعت نموده تخفیف مجازات آنان را خواستار شدند. شفاعت بهائیان پذیرفته شد و در مجازات هائی که تعیین شده بود تخفیف کلّی حاصل گشت. عکس العمل بهائیان نسبت به حکم دادگاه و شفاعتی که نمودند بر انسانیّت و دلسوزی و مدارای آنان شهادت داد و بر اعتبار و حُسن شهرت جامعه بهائی افزود و جامعه شیعه و روس را در عشق آباد به تحسین از اقدامات صلح جویانه بهائیان وادار نمود.(۶)

اقدام سریع و مؤثّر دولت روس در دستگیری و محکامه قاتلین، اجرای عدالت و حمایتی که از بهائیان در این وقایع به منصّه ظهور رسید و شفاعت بهائیان از دشمنان خود در الواح حضرت بهاءالله انعکاس یافته و از این اقدامات اظهار رضایت و خشنودی شده است.(۷) به عنوان مثال حضرت بهاء الله در لوح جناب ملّامحمّد باقر هائی نجف آبادی چنین می فرمایند:

"هوالناظر من افقه الاعلی

یا ایّآ النّاظر الی الوجه و الحاضر لدی العرش لله الحمد در سبیل الهی اعمال طیّبه مبارکه ظاهر. در ارض "ع" و "ش" [عشق آباد] نار ظلم مشتعل و من دون بیّنه و برهان یکی از فوارس مضمار حکمت و بیان [حاجی محمّد رضای اصفهانی] را شهید نمودند لله الحمد بعد از نار ظلم نور عدل صرف در امر و آنچه وارد شده تفحّص نمودند و بالاخره حکمی صادر که اهل مدینه انصاف به اهل مدینه عدل به این کلمه خطاب نمود قرّت عیونکم قد تام من کان قاعداً و نطق من کان کلیلاً. ساها عدل محروم شده بود و خبری از او نبود لله الحمد این ایّام از افق اقتدار با اعلام و رایات ظفر ظاهر شد. دو عمل عظیم از اولیاء در آن ارض ظاهر اوّل عدم تعرّض به ظالمین و ثانی شفاعت احبّاء از اعداء نزد امراء. یا هائی نسئل الله تبارک و تعالی ان یزیّنهم فی الارض بطراز یستضیی منه اهل السّماء از حق می طلبیم ایشان را به نور الفت و اتّحاد و محبّت و اتّفاق منوّر فرماید. امروز محبّت و وداد و مودّت و اتّحاد از اعظم اعمال عندالله مذکور ..."

و نیز حضرت بهاء الله در لوح جناب ابن دخیل مراغه ای چنین می فرمایند:

"لله الحمد آیات الهی منتشر و نفحاتش متضرّع ... باید نفوس مطمئنّه راضیّه مرضیه به اعمال مقدّسه و اخلاق پسندیده نساء و رجال عالم را به مشرق وحی و مطلع الهام هدایت کنند و راه نمایند امروز اعمال و اخلاق از جنود حقّ جلّ جلاله محسوب و این جنود لازال منصور بوده و خواهد بود حکم جهاد و فساد از کتاب به اصبع قدرت محو شد. از اولیای عشق آباد ظاهر شد آنچه که سبب فرح اهل منظر اکبر گشت بعد از شهادت یکی از اولیا الّذی سمّی برضاء فی کتاب الاسماء کل به صبر و کون تمسّک نمودند و به ما حکم الله فی الزبر و الاواح تشبّیث جستند و از آن گذشته از قاتلین و ظالمین شفاعت نمودند این عمل به عزّ قبول و طراز رضا مزیّن و حال از حقّ می طلبیم آن حزب را بر اتّحاد و اتّفاق و محبّت و وفا تأیید فرماید انّه هو المقتدر العزیز القدیر ..."

و نیز حضرت عبدالبهاء در لوح جناب آقا میرزا عبدالمحمّد ایرانی مدیر روزنامه چهره نما در مصر چنین می فرمایند:

"دوست محترم مهربانا، نامه نامی شما رسید مضمون مشحون حقائق و معانی بود ... الحمدلله بهائیان در نهایت خیرخواهی به جمیع جهانیان هستند و شما خوب مطّلعید نیّتی جز خیر ندارند، حتّی دشمنان را نیز دوست می انگارند و بدخواهان را معامله خیر خواهان می نمایند. نه حیله ای نه تزویری، نه تقیّه ای و نه تدبیری. در زیر شمشیر فریاد یا بهاء الابهی بلند کنند، شفاعت در حقّ قاتل خویش نماید. چنانکه در عشق آباد واقع شد، شخص محترمی را که بی نهایت به عموم مهربان بود و خدماتی نمایان به ایرانیان کرده بود و در کمالات انسانی مشهور و معروف جهانیان، هفت نفر او را کشتند و شهید نمودند و در حکومت روسیّه ثابت و واضح و مبرهن گشت. سه نفر از قاتلین را حکم قتل دادند، چهار دیگر را ۱۸ سال به حبس سیبریا اعلان کردند. بعد از اعلان بهائیان برخاستند و به حکومت شتافتند، خطّاً و لساناً نهایت التماس را نمودند که حکومت محکومین را عفو نماید. حکومت قبول ننمود. عاقبت جمعاً به امپراطور تلغراف کردند که ما نهایت استعدعا و التماس داریم که حضرت امپراطور این اشخاص را عفو فرماید و اگر عفو نفرماید ما نومید و مأیوس خواهیم شد و اگر عفو فرماید الی الابد ممنون و متشکّر خواهیم گشت و به ادعیّه، خیریّه امپراطور به درگاه احدیّت خواهیم پرداخت. بعد محکومان به قتل را امپراطور در زیر دار عفو کرد و به هفت سال حبس امر نمود و محکومان به سیبریا را به پنج سال تخفیف داد. این است روش بهائیان انّ الله مع المتقین ..."

پس از شهادت حاجی محمّد رضا جامعه بهائی عشق آباد از نظر اجتماعی و فرهنگی و بوجود آمدن مؤسّسات مختلفه اداری رشد و ترقّی فراوان حاصل نمود. در سال ۱۳۱۳ه.ق (۱۸۹۵ م) اوّلین محفل روحانی بهائیان عشق آباد که هسته مرکزی فعّالیت های اداری و اجتماعی جامعه بهائی را تشکیل میدهد تأسیس گردید و یک مدرسه پسرانه بهائی آغاز به کار کرد. مجالس بهایان برای برگزاری جشن ها و سوگواری های مذهبی به صورت مرتّب برگزار گشت و هیئت های مختلفه برای رسیدگی به امور جامعه تشکیل گردید.(۸)

در سال ۱۳۱۹ ه.ق (۱۹۰۱ م) یعنی تقریباً بعد از ۲۰ سال که از استقرار اوّلین بهائیان در عشق آباد گذشته بود جمعیّت بهائی این شهر به حدود ۱۰۰۰ نفر بالغ گردید و عشق آباد به صورت مرکز فعّالیت های بهائیان در سراسر ترکستان در آمد. مهم ترین و تاریخی ترین اقدام جامعه بهائی عشق آباد تأسیس مشرق الذکار بهائی در این شهر بود. انجام این امر اگر چه در زمان حیات حضرت بهاءالله پیش بینی و برنامه ریزی شده بود امّا نقشه آن که به وسیله استاد علی اکبر بنّا تهیّه شده بود در سفر او به عکّا در سال ۱۳۱۱ هوق (۱۸۹۳م) به تصویب حضرت عبدالبهاء رسید. عملیات ساختمانی در سال ۱۹۰۲ م با همّت و تحت نظارت حاج میرزا محمّد تقی افنان وکیل الدّوله آغاز گردید و در مراسم گذاشتن سنگ بنای این معبد عظیم حاکم ایالت ماوراء خزر ژنرال سوبوتیچ D. I. Subotich  شخصاً شرکت نمود. این اوّلین معبد بهائیان عالم بود که در خاک روسیّه بنا گشت و ایجاد تعلّق و رابطه خاصّ معنوی بهائیان عالم را با آن سرزمین سبب گردید.(۹)

درباره ترکستان و اقدامات بهائیان در آن سامان و نیز آینده مشعشع آن در آثار مبارکه بهائی اشارات فراوان موجود است. مثلاً حضرت عبدالبهاء در یکی از الواح مبارکه خود که به تاریخ ۱۷ رجب ۱۳۳۹ ه.ق مورّخ است و خطاب به جناب احمد آقا حسین اُف میلانی عزّ صدور یافته چنین می فرمایند:

"... امیدم چنان است که مدینه عشق به عون و عنایت الهی مرکز مهمّی گردد زیرا اوّل مشرق الاذکار در آن مدینه بر پا شد و در الواح الهیّه بشارات به خراسان بسیار و عشق آباد خراسان، زیرا در قدیم مرکز خراسان مرو بوده ..."

و در لوح صادره از قلم حضرت عبدالبهاء به اعزاز احبّای ترکستان چنین مذکور است:

هوالله

ای ثابتان عهد و راسخان میثاق، الحمدلله عشق آباد را مدینه عشق نمودید و آن اقلیم را جنّة النّعیم کردید. کشور را منوّر نمودید و مشام ها را معطّر کردید. از بدایت هجرت به آن مملکت کلّ به اعلاء کلمة الله و نشر نفحات الله و ترویج دین الله و ایقاد نار محبّت الله مشغول گردیدید و الحمدلله در جمیع مراتب موفّق و مؤیّد شدید و روز به روز ترقّی در جمیع شئون واضح و مشهود، و عون و عنایت حضرت احدیّت متتابع الورود، و در این ایّام همّت جدیدی که در اتمام مشرق الاذکار پدید نمودید سبب شادمانی عبدالبهاء شد و کامرانی این بنده درگاه کبریا گردید. از آزادی و حریّت خویش ابداً این مسرّت حاصل نشد امّا خبر علویّت همّت و خلوص نیّت احبّای الهی بی نهایت سرور بخشید. اینست اساس متین و اینست جلوه نور مبین که جمعی غربا در مشرق زمین چنین اشراقی نمایند و چنین همّتی بنمایند. فوالله الّذی لا اله الّا هو که لسان وجود ستایش نماید، ملأ اعلی تحسین کند، و عنقریب موهبت کبری رخ بگشاید و شمس حقیقت چنان تجلّی فرماید که آن آفاق روشن گردد و آن حدود مظهر عون و عنایت ربّ ودود شود.

ربّ و رجائی تری عبادک المخلصین فی ذلک الاقلیم السّحیق و تری لغرباء فی تلک العدوة القصوی قاموا علی خدمتک و ثبتوا علی عبودیّتک و نبتوا بعونک و عنایتک و اسّسوا بنیانک و انفقوا اموالهم فی سبیلک و انّهم اوّل من اسّسوا مشرق الاذکار فی کلّ الاقطار و صعد منهم ضجیج الاذکار الی ملکوت الاسرار ربّ افتح علیهم ابواب البرکات و اجعلهم شروحاً للآیات البیّنات و ارفع بهم اعلامک و انشر بهم آثارک و اشرق بهم انوارک و احفظ بهم دینک اجعلهم جنود حصنک الحصین و جیوش میثاقک المتین و اعل کلمتهم بین العالمین انّک انت ربّ مجید انّک انت الرّحمن الرّحیم ع ع.

و نیز حضرت عبدالبهاء در یکی دیگر از الواح مبارکه که خطاب به احبّای ترکسان عزّ صدور یافته چنین میفرمایند:

بواسطه جناب سیّد جلال ابن سینا احبّای ترکستان

بعد از ظهور حضرت رسول کبریاء محمّد مصطفی روحی له الفداء تعالیم الهیّه از عربستان به ایران و ترکستان انتقال نمود. سراج هدایت مشعله عظمیم شد، دین الهی ترویج تام یافت. ترکستان در جمیع مراتب ترقّی کرد تا به درجه ای رسید که امتیاز از سائر بلدان یافت. علوم و فنون الهی و مادّی به درجه ای ترقّی نمود که از مدرسه ترکستان نوابغ زمان و نحاریر آفاق جلوه نمود. حتّی در لسان فارسی چنان مهارت یافتند که شعرای ترکستان شهیر شرق و غرب شدند. بعد خمودت رخ داد و آن ترقّی به تدنّی منقلب گشت. آن آثار باهره مفقود شد و آن نورانیّت مدنیّه به خمودت عجیبه منقلب گشت. حال که شمس حقیقت طلوع نموده و انوار نیّر اعظم بر ترکستان تابیده نسیم عنایت میوزد و نفحات الهی مشام ها معطّر می نماید بلکه ترکستان گلستان گردد و ماوراء النّهر از بحر اعظم بهره و نصیب گیرد. ابر عنایت ببارد و شعاع شمس حقیقت بتابد، نسیم موهبت بوزد و رائحه طیّبه محبّت الله مشام ها معطّر نماید. ای احبّای الهی مطمون به فضل و موهبت حیّ قدیر باشید که تأییدات غیبیّه و فیوضات لاریبیّه پیاپی میرسد. کمر همّت بربندید و به اعلاء کلمة الله پردازید گوی سبقت را از میدان بربائید و هر یک چون ستاره صبحگاهی از افق حقیقت بدرخشید.

الهی الهی انّ هؤلاء نفوس اطمئنّت بذکرک و طابت بمعرفتک و رضیت بالطافک و انجذبت بنفحاتک و اشتعلت بانار الموقدة فی سدرة ربّانیّتک و وجّهت وجوهها الیک و توکّلت علیک و تضرّعت بین یدیک ربّ اجعلهم اشجاراً باسقة متناثر منها الثمار و نجوماً طالعة تنبّث منها النوار و نفوساً مقدّسة تتجلّی منها الآثار و ارواحاً مستبشرة بالطافک فی الّیل النّهار انّک انت المعطی و انّک النت الکریم و انّک الرّحمن الرّحیم.

هر چند از کیفیّت نفوذ دیانت بهائی و استقرار بهائیان در سایر نقاط روسیّه اطّلاعات دقیق و جامعی هنوز در دست نیست امّا از شرح حال ها و گزارش های پراکنده ای که موجود است می توان گفت که در سال ۱۸۸۰ م عزیز الله جذّاب که در حدود سال ۱۸۷۷ م از جامعه یهود به دیانت بهائی گرویده بود در بخارا مقیم شد و هسته مرکزی جامعه بهائی آنجا را تشکیل داد.(۱۰)

هجرت و اقامت میرزا محمود افنان فرزند حاج میرزا محمّد تقی افنان وکیل الدّوله به بخارا بر قوّت این جامعه افزود و سفرهای ابوالفضائل گلپایگانی در سال ۱۳۰۷ ه.ق (۱۸۸۹ م) و ۱۳۰۹ ه.ق (۱۸۹۱ م) به بخارا سبب شور و فعّالیّت وسیع در این مدینه گردید.(۱۱) در بخارا بود که ابوالفضائل کتاب حدود العالم را یافت و آن را در اختیار تومانسکی گذاشت و به همّت او این اثر گرانقدر به اهل علم معرّفی گردید که شرح چگونگی آن نیاز به تفصیل بیشتر خواهد داشت. این اثر در سال ۱۹۳۰ م به طبع رسید و در اختیار علاقمندان قرار گرفت.(۱۲)

در سالهای بعد سفر مبلّغین بهائی نظیر میرزا منیر نبیل زاده سبب تبلیغ بعضی از شیعیان بخارا گردید و فعّالیّت های تجاری شرکت امید که به وسیله افنان ها پایه ریزی شده بود نقش عمده ای در جلب بهائیان برای هجرت و اقامت در این مناطق بازی نمود.(۱۳) این شرکت که شعبی در شانگ های، مرو، بخارا، سمرقند و عشق آباد دائر نموده بود در زمینه های تجاری مخصوصاً تجارت چای فعّالیّت عمده داشته و در هر یک از این مناطق بهائیانی را به کار و فعّالیّت تجاری وا می داشته است.

در سمرقند نیز فعّالیّت های بهائی را مهاجرین بهائی ایرانی آغاز نمودند. شاید اوّلین کسانیکه از مشهد به سمرقند مهاجرت نموده و توطّن اختیار کرده اند آقا میرزا موسی و آقا رحیم پسران آقا محمّد صادق از بهائیان مشهد بوده باشند که در سال ۱۳۰۳ هوق (۱۸۸۵ م) در سمرقند رحل اقامت افکنده به تجارت مشغول شدند. بعد از این نفوس، مهدی رشتی در ۱۳۰۵ ه.ق (۱۸۸۷م) در سمرقند ساکن شده به تارت چای پرداخت و در حدود همین سال میرزا حسین قنّاد یزدی نیز به سمرقند آمده به شغل قنّادی مشغول شد و به تدریج در سالهای بعد تعداد بیشتری از بهائیان ایران و عشق آباد در سمرقند مستقرّ شدند.

فعّالیّت شدید و توسعه تشکیلات و فعّالیّت های تبلیغی در سمرقند نیز مرهون سفر و اقامت ابوالفضائل گلپایگانی به آن صفحات است. او در شعبان ۱۳۰۷ ه.ق (۱۸۸۹ م) به سمرقند رفته پنج سال در آن سامان مقیم گشت.(۱۴) در این اوان جامعه بهائی سمرقند توسعه بسیار پیدا نمود به طوری که در حدود سال ۱۳۱۰ ه.ق (۱۸۹۲ م) تعداد بهائیان سمرقند به متجاوز از ۱۰۰ نفر بالغ گردید و مجالس عدیده برای ازدیاد معلومات و رسیدگی به امور عامّ المنفعه تشکیل شد، کتابخانه قرائتخانه موسوم به "وحدت" تأسیس و دائر گردید و منزل میرزا حسین قنّاد به صورت مرکزی برای تشکیل جلسات و پذیرائی از مسافرین درآمد.(۱۵)

جامعه سمرقند به تدریج یکی از مراکز اصلی فعّالیّت های بهائیان در ازبکستان گردید و نفوسی سرشناس نظیر دکتر عطاء الله خان افنان به جامعه بهائی پیوسته به خدمات روحانیّه مشغول دشند. محفل روحانی و تشکیلات بهائیان سمرقند تا سال ۱۳۴۷ هوق (۱۹۲۸ م) ادامه داشت. فعّالیّت های وسیع و کثرت افراد بهائی در سمرقند سبب گردید که بعضی از بهائیان غربی نظیر موسیو دریفوس Hippolyte Dreyfus و خانم بارنی Laura Clifford Barney در سال ۱۳۲۴ هوق (۱۹۰۶ م) از جامعه بهائی سمرقند دیدن نمایند.(۱۶)

در این مقام لوح حضرت عبدالبهاء را که در حدود سال ۱۳۲۸ ه.ق (۱۹۱۰ م) خطاب به بعضی از احبّای سمرقند از جمله جناب دکتر عطاء الله خان افنان عزّ صدور یافته نقل می نماید:

سمرقند جناب عطاء الله خان، جناب شادالله خان، جناب امیر احمد خان، جناب حبیب الله خان علیهم بهاء الله الابهی

ای یاران عزیز عبدالبهاء قند سمرقند از پیش مشهور چنانکه ملّا گفته:

در سمرقند است قند امّا لبش

از بخارا یافت و این شد مشربش

لهذا این نامه مانند نبات مصری ارسال می گردد امیدوارم که کام آن مشتاقان را شیرین و شکّرین نماید و چون قند و نبات جمع شود حلاوت بی منتهی حاصل گردد بلایا و آلام جناب عطاء الله بی حدّ و پایان و این مشهود اهل عیان ولی اجر جزیل و الطاف ربّ جلیل در پایان/ باید صبر فرماید و در زاویه نسیان بیفکند. عبدالبهاء به هزاران چنین بلایا مبتلا بود ولی چون صبر و سکون نمود عاقبت جمیع زائل و این ابرها متلاشی و افق وجود روشن و تابان گشت. فعلیک باصّر الجمیل و عاقبة الصّبر الجمیل جمیل. امید عبدالبهاء چنانست که آنچه مقصود اصلی و آرزوی دل و جانست میسّر گردد. این حوادث مانند افواج امواجست در مرور و عبور است ولی دریا باقی و برقرار. در سمرقند هر چند هوشمند قلیل است و دانشمند اقلّ قلیل، ولی قوّه کلمة الله شدید است و نفوذ روح الله عظیم. لهذا باید آن نفوس مبارکه در آن شهر ولوله ای اندازد و غلغله ای بر پا نمایند که خفتگان بیدار شوند و پژمردگان تر و تازه گردند. با جناب آقا میرزا ابوالفضل همیشه به ذکر شما مشغولیم و طلب تأیید می نمائیم. و علیکم البهاء الابهی.

و نیز حضرت عبدالبهاء در یکی دیگر از الواح احبّای سمرقند چنین می فرمایند:

سمرقند جناب آقا محمّد خان، جناب آقا علی اکبر میلانی، جناب آقا محمّد تقی میلانی، جناب حاجی سیّد ابراهیم رشتی و سایر احبّای الهی علیهم بهاء الله الابهی

ای یاران جانی عبدالبهاء، جناب محمّد خان نامه ای مرقوم نموده اند و در نهایت مهربانی و محبّت نام آن دوستان الهی برده اند، به قسمی که دل من به فرح و شادمانی آمد. کلامی که از هویّت قلب منبعث است و از شعله نار محبّت ظاهر قلوب را روح و ریحان بخشد و جان و وجدان را فرح و شادمانی مبذول دارد علی الخصوص ذکر یاران و دوستان. ای یاران عبدالبهاء سمرقند را به ذکر آن دلبر مهربان قند مکرّر نمائید و کام ها را به محبّت و مهربانی و ذکر جمال ربّانی شهد و شکر بخشید. سمرقند وقتی مقرّ سریر امیر تیمور شهیر بود و نفوذ سلطنت کبرایش و قوّت و اقتدارش در جمیع شرق جاری و ساری. شما که جنود روحانی هستید و لشکر حیات جاودانی آن کشور را مقرّ سلطنت محبّت الله نمائید تا روح حیات در اعراق و شریان آن دیار تأثیر روح القدس بخشد و جمیع در ظلّ قدرت آسمانی و روحانیّت رحمانی در آیند. سلطنت محبّت الله در دل و جان نافذ است و قدرت و قوّت آسمانی در ارکان روحانی جاری و ساری. البتّه این صد هزار درجه از سلطنت جسمانی اعظم تر است زیرا وسعت کشور روحانی کجا و این تنگنای عالم جسمانی کجا آن نافذ در جمیع امکان و این محصور در قلعه ای از توده خاک که نفس کُره ارض در مقابل این اجسام عظیمه حکم خردلی در مقابل جبل اعظمی دارد تفاوت همین قدر است دیگر شما تصوّر و تفکّر بفرمائید. باری، یاران الهی باید در آن حدود و ثغور با جمیع نفوس در نهایت بشاشت و محبّت و مهربانی الفت نمایند و نظر به قصور و فتور و احتجاب نفوس ننمایند جمیع بشر را مهرپرور گردند پیران سالخورده را پسر شوند و جوانان نورسیده را حکم پدر یابند و اقران و امثال را برادر مهربان شوند در این دور بدیع اخوّت ما بین جمیع بشر به نصّ قاطع الهی مقرّر گشته لعذا باید بیگانه و آشنا را یار مهربان بود و موافق و مخالف را در نهایت محبّت و عواطف وجدان و علیکم التّحیّة و الثّناء.

تشکیل جامعه بهائی در مرو نیز به سالهای دهه آخر قرن نوزدهم میرسد. در اوائل دهه ۱۸۹۰ م عدّه ای از بهائیان ایران که به روسیّه آمده بودند در شهر مرو سکنی گزیدند و چون اغلب کاسب و پیشه ور بودند هر یک به کاری مشغول شدند. عائله جذّاب نیز که در سنین قبل از ایران به بخارا کوچیده بود به مرو آمده مؤسّسه ای تجاری و یک کارخانه پنبه پاک کنی دائر نمود.(۱۷) در سالهای اولیّه آغاز قرن بیستم جامعه بهائی مرو به تدریج وسیع تر گردید به طوری که در سال ۱۳۲۵ ه.ق (۱۹۰۷ م) بهائیان مرو رسماً از دولت روسیّه برای تأسیس مشرق الاذکار بهائی تقاضای زمین نمودند. این تقاضا مورد موافقت قرار گرفت و زمینی در اختیار بهائیان گذاشته شد و اجازه ساختمان نیز حاصل گشت امّا امکانات لازم برای تأسیس مشرق الاذکاری که در نظر بود حاصل نشد و این نیّت عملی نگردید امّا بهائیان مرو به تأسیس مسافرخانه و مدرسه اطفال موفّق گشتند.(۱۸)

 در تاشکند نیز دو روسی به نام های مالوک و ماکانوف امر بهائی را پذیرفتند. ماکانوف پس از ایمان بعضی از آثار بهائی را به روسی ترجمه نمود.(۱۹)

قفقاز

هر چند زندگی افراد معدودی از بابیّه در بادکوبه و رفت و آمد بابیان و بهائیان به آن شهر و سایر بلاد قفقازیّه به سالهای میانی دهه ۱۸۵۰ م راجع میشود امّا تشکیل گروه های بهائی و آغاز فعّالیّت های اجتماعی و مذهبی این جوامع به سالهای اولیّه دهه ۱۸۸۰ م بر می گردد.(۲۰) در این زمان بهائیانی که اصلاً ایرانی و مخصوصاً آذربایجانی بودند به صفحات قفقازیّه سیر و سفر نموده یا خود توطّن نمودند و یا سبب تبلیغ نفوس محلّی گشته جوامع بهائی کوچکی را در بادکوبه، تفلیس و ایروان تشکیل دادند.

رشد و نموّ اجتماعی و تشکیلاتی این جوامع به تدریج صورت گرفته و با شرائط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی روز تغییر یافته است. مهم ترین مرکز بهائی در قفقاز که مادر جوامع دیگر محسوب گشته و نسبت به آنها مرکزیّت داشته بادکوبه است. جامعه کوچک بهائیان بادکوبه با فعّالیّت های تبلیغی ملّا صادق شهید بادکوبه ای که در قزوین بهائی شده بود رو به شد و توسعه گذاشت.(۲۱) ملّا صادق در مراجعت خود از ایران آثار و کتب بهائی را به بادکوبه آورد و در این شهر و مناطق دیگر نظیر گنجه، کوکچای و لالاخانی سبب جلب و تبلیغ نفوس عدیده گردید. با ایمان میر علّام به دیانت بهائی منزل او از سال ۱۸۹۰ م به صورت مرکز فعّالیّت های بهائی در بادکوبه در آمد و در سال ۱۸۹۶ م با تغییراتی که در بنای آن صورت گرفت سالن وسیعی برای اجتماعات بهائی بنا گردید و این محلّ به مسافرخانه بهائیان بادکوبه تسمیه گشته محافل و مجالس بهائی در آن انعقاد یافت و نیز محلّ اقامت مبلّغین و مسافرین گردید. سپس در سال ۱۹۰۵ م ساختمان مرکز جدید و مجلّل بهائیان بادکوبه به همّت بهائیان و نیز نظر استاد علی اشرف و استاد آقا بالا فرزندان ملّا ابوطالب بادکوبه ای بنا گردید و در ۱۹۰۷ م رسماً افتتاح شد. رد و نموّ جامعه بهائی در بادکوبه سبب گشت که در سال ۱۹۱۷ م مدرسه کودکان بهائی در جنب مرکز جدید بوجود آمد و در سال ۱۹۱۹ م سالن تأتری برای برگزاری مجالس مختلف و فعّالیّت های جوانان تأسیس گردید.(۲۲) جامعه بهائیان بادکوبه همچنین موفّق شدند که نشریّاتی به زبان فارسی برای حفظ ارتباط و ازدیاد اطّلاعات بهائیان منطقه تهیّه و نشر نمایند. جامعه بادکوبه در اثر آمد و رفت مبلّغین و معلّمین بهائی مرکز فعّالیّت های تبلیغی در نقاط اطراف بود و جوامع تفلیس، ایروان و حدود ۱۵ شهر و روستای دیگر را مساعدت می نمود.

ذیلاً یکی از الواح حضرت عبدالبهاء را که در حدود اواخر سال ۱۳۲۸ ه.ق (۱۹۱۰ م) خطاب به عدّه ای از احبّای بادکوبه عزّ صدور یافته نقل می نماید:

بادکوبه، بواسطه جناب آقا شیخ علی اکبر، اعضای محفل روحانی

جناب آقا علی اشرف، جناب استاد بالا، جناب آقا میرزا علی اکبر، جناب مصطفی بیک، جناب کربلائی عمران، جناب آقا میرزا حیدر نخجوانی، جناب آقا نوروز، جناب آقا رضا قلی، جناب آقا عبدالوهّاب، جناب آقا عبدالمطلّب، جناب آقا علی معلّم، جناب آقا بالا جبّاراُف، جناب آقا بیک، جناب آقا صمد، جناب علی سلطان، جناب علی عبّاس، جناب علی بالا، جناب علی ذهّاب، جناب رستم، جناب آقا مشهدی بابا علیهم بهاء الله الابهی

ای یاران عبدالبهاء حمد خدا را که به خدمت قیام دارید و شب و روز به جان و دل می کوشید که سبب انتشار نفحات الله و اعلاء کلمة الله شوید محفل روحانی تشکیل نمودید و به خدمات عتبه رحمانی پرداختید. از حضرت بی چون نهایت امید چنانست که آن انجمن مظهر الطاف ذوالمنان گردد و به تأییدات غیبیّه و توفیقات لاریبیّه غبطه هر انجمن شود. یاران الهی امروز باید در محافل روحانی ترتیل آیات وصایای الهی در هر هفته بنمایند و به موجب آن قیام نمایند و جمیع یاران را به عمل آن دعوت فرمایند. امروز روز عمل است اگر به تلاوت آنچه در صحائف الهی است قناعت شود ابداً نتیجه نبخشد. پس باید به جان و دل بکوشیم که موفّق بر عمل گردیم. احبّای بادکوبه الحمدلله ثابتند و مستقیم، و در نهایت همّت به خدمت پرداخته و می پردازند. ولی هر چه بیشتر بهتر، باید روز به روز قدم پیش نهاد و در مراتب عبودیّت ترقّی نمود تا به رفرف اعلی و به سایه سدره منتهی در ملکوت ابهی رسید. عبدالبهاء از آن یاران راضی لهذا نهایت علویّت را برای ایشان از درگاه احدیّت طالب و راجی. ربّ و رجائی و مطلبی و منائی و ملجئی و ملاذی و مهربی و معاذی انّ هؤلاء عباد لم تتّخذهم فی سبیل حبّک لومة لائم و لا فترت همّتهم بصولة شاتم بل قاموا علی خدمتک و عبودیّة عتبة قدسک ربّ اجعلهم من جنود ملکوتک و قبیلاً من ملائکتک و طیوراً رفرفة فی اوج عنایتک و حیتاناً سابحة فی حیاض معرفتک و لیوثاً زائرة فی غیاض موهبتک انّک انت الکریم انّک انت العظیم و انّک انت الرّحمن الرّحیم.

و نیز حضرت عبدالبهاء در لوحی دیگر چنین می فرمایند:

به واسطه حضرت میرزا عبدالمجید علیه بهاء الابهی

ای یاران عبدالبهاء الحمدلله از نفحات ریاض ملکوت ابهی آن کشور مانند مشک و عنبر معطّر گشته و آن اقلیم از فیض مبین بهشت برین گردیده. قفقاز الحمدلله به راز و نیاز دمساز گشته. عنقریب شهناز الهی از آن خطّه و دیار بلند گردد، حجر و مدر به جوش و حرک آیند، زیرا عبدالبهاء را به آن اقلیم تعلّق بدیعی و خطاب صریحی، حکومت عادله آن دیار نیز حامی مظلومان و محبّ خیر خواهان و معین صادقان. باری یاران الهی باید مانند دریا بجوشند و به مثابه نهنگ الهی بخروشند و روش و سلوکی نمایند که دستورالعمل جمیع احزاب گردد و سبب محبّت و الفت و یگانگی و مهربانی در بین جمیع اقوام. با هر طائفه ای ولو حزب ستمکار باشد به نهایت امانت و دیانت و مهربانی رفتار نمایند. اینست مسلک بهائیان، اینست روش روحانیان، و علیکم التّحیّة و الثناء.

به استثنای نفوسی بسیار معدود نظیر آقا موسی نقی اُف که مالکی پر اعتبار و صاحب درآمدی سرشار بود، اکثریّت قریب به اتّفاق بهائیان قفقاز را تّجار متوسّط و پیشه وران و زارعین و اهل کسب و کار تشکیل می داده اند و در مناطقی نظیر نخجوان، بالاخانی، کوچکای، شیروان، قراباغ و روستاهای اطراف آن مانند قره قوزلق و بردع ساکن بوده اند.

در سال ۱۲۹۶ ه.ق (۱۸۷۸ م) حاجی علی اکبر میلانی ابن حاجی احمد در تفلیس مقیم گشته به تجارت پرداخت و در سالهای بعد عدّه ای دیگر در تفلیس ساکن شده جامعه ای تأسیس نمودند و مخصوصاً موفّق شدند که بعضی از ارامنه ساکن تفلیس را به دیانت بهائی دعوت نمایند و بعضی از آثار بهائی را به زبان ارمنی ترجمه کنند. جامعه تفلیس همچنین موفّق به تأسیس گورستان مخصوص بهائیان شد.(۲۳)

نفوذ و انتشار دیانت بهائی در تفلیس سبب گشت که میرزا حسن طاهر زاده معروف به شیخ عبدالسّلام شیخ لاسلام تفلیسی علیه بهائیان قیام نماید و ردیّه ای علیه کتاب ایقان و اعتقادات بهائیان بنویسد. این ردیّه با جواب یکی از بهائیان موسوم به آقا محمّد رضا قنّاد یزدی روبرو گردید. این بار شیخ عبدالسّلام رساله دیگری ترتیب داد و در جواب او ابوالفضائل گلپایگانی مبلّغ مشهور بهائی کتاب مفصّل فرائد را به سال ۱۳۱۵ ه.ق (۱۸۹۷م) به رشته تحریر در آورد که به طبع رسیده است.(۲۴)

در اوائل دوره قیادت حضرت عبدالبهاء که مصادف با سالهای میانی دهه آخر قرن نوزدهم بود مبلّغین بهائی بر حسب دستور حضرت عبدالبهاء به مناطق مختلف روسیّه از جمله قفقازیّه اعزام شدند. یکی از این نفوس آقا سیّد اسدالله قمی بود که چندی در قراباغ به سیر و سفر مشغول شد و سرانجام در بردع مشهدی عبدل قراباغی را تبلیغ نمود و او اوّلین مؤمن محلّی در این منطقه محسوب می شود.

ایمان مشهدی عبدل قراباغی در حدود سال ۱۳۱۱ ه.ق (۱۸۹۳ م) سبب شور و تحّکی جدید در مناطق بهائی نشین قفقاز شد چه مشهدی عبدل با سیر و سفر در مناطق مختلفه و معاشرت و تبلیغ غیر بهائیان موفقیّت های بزرگی به دست آورد و سبب اشتهار و توسعه جامعه بهائی تأسیس شد و عدّه ای از مسلمین کوچکای، بالاخانی و شیروان به دیانت بهائی گرویدند.(۲۵) مساعی و موفقیّت های مشهدی عبدل مرهون تشویق و هدایت و ادعیّه حضرت عبدالبهاء بوده است که در یکی از مکاتیب خود که به واسطه آقا سیّد اسدالله قمی برای او ارسال شد چنین میفرمایند:

ای مظهر ایمان و ایقان، نامه شما رسید از عدم فرصت مجبوراً به اختصار پردازم. ایّامی به تبلیغ امرالله مشغول بودی حال نیز به تمام قوّت قیام کن و متوکّلاً علی الله به هدایت ناس پرداز. قفقاسیا بسیار استعداد دارد ولی مبلّغ کم و نادر. لهذا شما و یاران دیگر عموماً باید به تبلیغ قیام نمائید تا قفقاسیا جبل قاف گردد و سیمرغ الهی در آن شهپر بپردازید بعد از موفقیّت و فتوح انشاء الله اسباب فراهم آید و به عتبه مقدّسه مشرّف خواهید شد. الیوم تبلیغ امرالله اعظم امور است و هر نفسی قیام بر آن ماید نفحات معطره تربت مقدّسه از دور به مشام او رسد و حکم زائر یابد. تأییدات غیبیّه احاطه ند و توفیقات صمدانیّه رخ بگشاید. دیروز روی بر عتبه مبارکه نهادم بالنّیابه از تو زیارت نمودم و رجای تأیید بر تبلیغ امرالله کردم و علیک البهاء الابهی".

و نیز حضرت عبدالبهاء در یکی دیگر از الواح جناب مشهدی عبدل چنین می فرمایند:

به واسطه جناب آقا میرزا اسمعیل تفلیس جناب عبدالله المشهور به مشهدی عبدل علیه بهاء الله

هوالله ای بنده جانفشان جمال ابهی نامه رسید از مضمون معلوم گردید عازم قفقاز شدید تا قیام به خدمت امرالله نمائید.

چندیست آن مرز و بوم از آسایش و راحت محروم حال الحمدلله قرار و سکون یافت لهذا استعداد عظیم دارد. باید به تأیید آسمانی و عنایت جمال ابهی در نهایت استقامت به هدایت نفوس پرداخت و امیدم چنین است که آن یار دیرین موفّق بر ترویج امر نور مبین گردد. در تفلیس نفس نفیس شود و در ایروان مطلع موهبت رحمن گردد، در گنجه در گنج بگشاید و در شیروان مانند شیر ژیان نعره زند. از تأییدات حضرت یزدان بعید مدان که چنان موفّق گردی که خود واله و حیران مانی. و علیک البهاء الابهی ع ع    ۹ ربیع الثّانی ۱۳۲۸

خدمات میرزا علی اکبر نخجوانی در صفحات قفقازیّه و مخصوصاً مساعی او در جلب ارامنه به دیانت بهائی نیز حائز اهمیّت مخصوص است. نخجوانی که در سفر حضرت عبدالبهاء در غرب ملازم آن حضرت بود پس از مراجعت به بادکوبه به سیر و سفر در مناطق مختلف قفقازیّه پرداخت، بعضی از آثار حضرت عبدالبهاء را به زبان روسی ترجمه کرد و در تشویق و تحریض بهائیان و تحکیم جوامع بهائی منطقه نقشی عمده ایفاء نمود.(۲۶)

حضرت عبدالبهاء در یکی از مکاتیب خود که به اعزاز آقا میرزا علی اکبر نخجوانی عزّ صدور یافته درباره خدمات او چنین می فرمایند:

"ای ثابت بر پیمان نامه ای که مرقوم نموده بودید ملاحظه گردید ... از تأییدات غیبیّه الهیّه امیدم چنان است که روز به روز به خدمت بیشتر پردازی و در نهایت استقامت حرکت نمائی تا قفقاز آشیانه عنقای راز گردد و باکو مشکبو شود و تفلیس گوهر نفیس شود و گنجه گنج روان یابد و شیشه بلور صاف پر لمعان گردد ..."

دیانت بهائی در روسیّه شوروی از انقلاب ۱۹۱۷ تا امروز

در سالهای اولیّه بعد از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ جوامع بهائی روسیّه از آزادی ها و امکانات فوق العاده بیشتری برخوردار گشتند. افتتاح معبد بهائی در عشق آباد امکانات تازه ای برای فعّالیّت های بهائیان فراهم آورد و صیت اشتهار آن را به نقاط سائره رسانید.

در سال ۱۳۳۵ ه.ق (۱۹۱۷ م) مجلّه بهائی خورشید خاور آغاز انتشار یافت و در سال ۱۳۳۶ ه.ق (۱۹۱۸ م) انجمن جوانان بهائی عشق آباد تأسیس شد و کتابخانه عمومی بوجود آمد. تقویم بهائی دهساله نشر شد و کلاسها و کنفرانس های بهائی با رونق بسیار برگزار گردید و روزنامه دیواری فکر جوان تهیّه گردید و کلاس های تعلیم موسیقی و رفع بی سوادی برای بزرگسالان به وسیله انجمن جوانان بهائی تأسیس یافت.

در سال ۱۳۳۸ ه.ق (۱۹۲۰ م) محفل روحانی بهائیان عشق آباد از طرف حکومت به رسمیّت شناخته شد و مجالس مختلفه برای آشنائی غیر بهائیان با احکام و تعالیم دیانت بهائی انعقاد یافت. دو کودکستان و دو مدرسه بهائی تأسیس شد و بوجود آمدن مسافرخانه، سالن اجتماعات و درمانگاه بهائی بر فعّالیّت ها و خدمات جامعه بهائی عشق آباد افزود.(۲۷)

توسعه و استقرار امر الهی در مناطق مختلفه روسیّه و فعّالیّت های گسترده بهائیان در این مناطق سبب گردید که احبّای الهی مکرّراً از حضرت عبدالبهاء استدعای سفر به آن بلاد نمایند. آن حضرت نیز در آثار خود شوق و تمایل سفر به آن دیار را اظهار نموده و انجام آن را معلّق به حصول شرائط لازمه فرموده اند. در یکی از الواح مبارکه که به تاریخ ۲۷ ذیقعده ۱۳۳۸ ه.ق (۱۹۲۰م) مورّخ و به اعزاز جناب میرزا فضل الله شهیدی فرزند استاد علی اکبر بنّای شهید عزّ صدور یافته حضرت عبدالبهاء مساعی جمیله احبّای عشق آباد را در زمینه های گوناگون مورد عنایت قرار داده و به "وعد سابق" خود درباره احتمال سفر به آن دیار اشاره فرموده اند. متن قسمتی از این لوح که آئینه مجاهدات جامعه بهائی عشق آباد در آن ایّام است ذیلاً نقل می گردد:

ای سلیل شهید جلیل، نامه ای که به تاریخ ۲۷ ربیع الاوّل سنه ۱۳۳۸ مرقوم گردیده وصول یافت ... الحمدلله احبّای عشق آباد از هر جهت منظور نظر عنایتند. بلدة طیّبة و ربّ غفور. در الواح مبارکه ذکر خراسان و علوّ امر در آن مکان و تجلّی آفتاب محبوب امکان و تموّج پرچم عَلَم مبین مصرّح است. طلوع کوکب خاور مجدّداً مورث سرور است و این خدمات مقبول درگاه احدیّت. انجمن تاریخی و برهانی بسیار مبارک و مظهر تأییدات ربّانی و محفل اتّحاد جوانان انشاء الله به همّت جناب آقا شیخ احمد و جناب آقا سیّد مهدی و جناب آقا میر علی اکبر صلاح اُف امتداد و امداد خواهد یافت. از الطاف ربّ بی انداد امیدم چنانست که این محفل اتّساع یابد و امتداد جوید و باقی و برقرار ماند و همچنین محفل شب های جمعه بسیار موافق. از الطاف حقّ تأیید می طلبم و امّا محفل مشرق الاذکار فی الحقیقه در نهایت همّت و غیرتند و این ایوان جدید مقبول و بنیان بی پایانست و عبدالبهاء بر وعد سابق باقی ولی راه ها مسدود و انفکاک از ارض مقصود درین ایّام ممکن نه امیدم چنانست که این آرزو میسّر گردد.

رساله ای که جناب آقا سیّد مهدی تألیف نموده اند و مطبوع ارسال شده نرسیده یک نسخه ارسال دارید.

مسئله مدرسه بسیار مهمّ است از همّت احبّای الهی مأمول است که مدرسه عشق آباد از مدارس عالیه گردد بلکه بر مدارس عالیه خارج تفوّق یابد. یارانی که به تاشکند حرکت خواستند البتّه موفّق شدند و نشر نفحات الهی نموده اند. محفل نشر نفحات که در تاشکند تأسیس شده فی الحقیقه چون قند شیرین است. امید است که جناب اصغر خان به تمام قوّت خوانی رحمانی بگشایند و از هر نعمتی رحمانی بیارایند گرسنگان را دعوت کنند و از اطعمه حقائق و معانی بهره و نصیب دهند و جناب آقا میرزا محمّد ثابت البتّه نابتند، جناب آقا شیخ محمّد علی وارد و به ستایش یاران ناطق و تعریفی زاید الوصف از اشتعال و انجذاب احبّای عشق آباد عموماً می نمایند و امیدم چنانست روز به روز ازدیاد یابد و ترکستان گلستان گردد و سرمشق دیگران شود اینست آرزوی من. عبدالبهاء عبّاس

در مجالس عمومی مختلفه ای که در سالهای بعد از انقلاب در عشق آباد تشکیل میشد اهداف و تعالیم بهائی برای علاقمندان شرح و بسط می یافت و در نتیجه علاوه بر شیعیان که بعضی از آنها به تدریج به دیانت بهائی گرویده بودند، امر بهائی در بین مردم بومی روسیّه نیز نفوذ یافت و علاقمندان بسیاری پیدا نمود.(۲۸)

آنچه انظار عامّه مردم روسیّه را به طرف دیانت بهائی جلب می نمود تعالیم اخلاقی و ارزش های روحانی این دیانت بود. هر چند نظام جدید بلشویکی رفاه اجتماعی و فلاح اقتصادی جامعه روسیه را با تبلیغاتی وسیع و منظّم نوید میداد امّا فاقد قدرت روحانی و جذّابیّت معنوی بود. گذشته از این امر بهائی به عنوان نظمی جهانی و نوین فاقد صفات ارتجاعی ادیان و مذاهب گذشته بود. تعالیم بهائی مبنی بر اخوّت بین المللی، آزادی فکر و بیان، تساوی حقوق رجال و نساء اگر چه مایه جلب و تحبیب مردم روسیّه میشد امّا همین تعالیم دستگاه حاکمه نظام کمونیستی را بر آن داشت تا با شدید ترین عکس العمل ممکن از نفوذ و گسترش جامعه بهائی جلوگیری نماید. سران نظام کمونیستی که دین را سبب عقب ماندگی و تیره روزی جوامع انسانی می دانستند نمی توانستند وسعت فکری و عمق اندیشه های انسانی دیانت بهائی را که شامل حمیع افراد انسانی میشد به آسانی بپذیرند. صبر و تحمّل بهائیان و نیز جهان بینی عملی و فکر یکه بهائیان از آن برخوردار بودند سبب تنفّر سران حزب کمونیست بود.

در این اوان هجرت بهائیان به نقاط سایره و تبلیغ بعضی از نفوس محلّی سبب تشکیل جوامع کوچکی از بهائیان در سایر شهرهای روسیّه نظیر مسکو و لنین گرداد گردید. چنانچه محفل روحانی مسکو در سال ۱۹۲۵ م تشکیل شد و جامعه بهائی آن شهر تحت نظارت و هدایت محفل روحانی به تشکیل جلسات هفتگی برای مطالعه احکام و عقاید دیانت بهائی اقدام نمود.

در این سالها آثاری نظیر کتاب مشهور حضرت بهاء الله موسوم به کتاب ایقان و کتاب برهان لامع اثر ابوالفضائل گلپایگانی و کتاب بهاء الله و عصر جدید اثر نویسنده بهائی انگلیسی دکتر جان اسلمنت J.E. Eslemont  به زبان روسی ترجمه گشت و محفل روحانی مسکو در سال ۱۹۲۷ م نشریّه خبری ماهانه ای تهیّه نمود به مراکز عمده بهائی در سراسر عالم ارسال نمود.(۲۹)

در سالهای اوّلیه پس از انقلاب ۱۹۱۷ م محفل روحانی بادکوبه مرکزیّت خود را حفظ نمود و جوامع بهائی قفقاز نیز از نظر فعّالیّت های بهائی و رشد و استحام مؤسّسات اداری و نیز فعّالیّت های تبلیغی به موفقیّت های تازه ای دست یافتند.

شواهد موجود دلالت بر آن می نماید که در سالهای اولیّه دهه ۱۹۲۰ م جوامع مختلفه بهائی در تفلیس، گنجه، دربند، بالاخانی، قره باغ، شکی، کوکچای و سالیان وجود داشته و جامعه بهائی آرتوسه در ارمنستان در سال ۱۹۲۷ م به تنهائی بیش از صد بهائی داشته است.(۳۰)

در سال ۱۹۲۲ م در نشریّات روسی مقاله ای منتشر شد ه در آن بهائیان متّهم به این امر شده بودند که نظر جوانان روسی را نسبت به اهداف بلشویکی منحرف می سازند و قصد آن دارند که نظر عامّه را به تعالیم بهائی جلب نمایند. انتشار چنین مقالاتی طبیعتاً دالّ بر این بود که از فعّالیّت بهائیان باید کاسته شود و حتّی از تبلیغات آنان ممانعت کامل به عمل آید.

سفر خانم شافلاخر Florence Evaline Schopflocher  به روسّه و دیدار او از بهائیان که در آپریل سال ۱۹۲۵ م انجام شد اولیاء دولت را نسبت به کیفیّت روابط بهائیان روسیّه با بهائیان دیگر نقاط عالم مظنون نمود و بهانه ای به دست اولیاء امور داد تا عدّه ای از نفوس برجسته بهائی را به دفتر سیاسی ایالتی جلب و مورد استنطاق و مؤاخذه قرار دهند. در نتیجه تشکیلات بهائی ممنوع اعلان شد و اولیای امور مخصوصاً نسبت به شرکت مردم روسیّه در جلسات حسّاسیّت نشان دادند. بعد از این وقایع ماشین چاپی که با اجازه حکومت برای نشر اوراق بهائی خریداری و مورد استفاده بهائیان بود غصب شد و به تدریج مشاکل جدیدی برای افراد و تشکیلات بهائی فراهم گردید. حتّی دو نفر روسی که در مجالس بهائیان شرکت نموده بودند دستگیر شده هر یک به چهار سال حبس محکوم گردیدند.

از اواسط سال ۱۹۲۸ م جامعه بهائی عشق آباد مورد حمله آزار و اذیّت برنامه ریزی شده حکومت قرار گرفت. در ۲۸ جولای این سال بود که ۱۶ نفر از معاریف بهائیان در عشق آباد دستگیر شده به زندان روانه گردیدند.(۳۱) معبد بهائیان عشق آباد در سال ۱۹۲۸ م از طرف حکومت تصرّف گردید و طبق قرار دادی به بهائیان که مالک و سازنده آن بودند اجاره داده شد. به دنبال این اقدامات تمام تأسیسات و فعّالیّت های فرهنگی و اجتماعی و مذهبی بهائیان تعطیل و متوقّف گشت و به تدریج تعداد بیشتری از افراد جامعه بهائی مخصوصاً اعضای تشکیلات اداری آن دستگیر و زندانی و یا به ایران تبعید گشتند. مجلّه خورشید خاور که به مدّت ده سال نشر شده بود توقیف گشت و وسائل طبع و انتشار آثار بهائی که کلّاً با اجازه رسمی دولت خریداری شده بود به تملّک مقامات دولتی در آمد.

در توقیعی که از قلم حضرت ولیّ امرالله در تاریخ ۲۶ نوامبر ۱۹۲۸ عزّ صدور یافته وقایع و حوادث جاریه در بلاد روسیّه مورد شرح و بسط قرار گرفته و تکالیف و وظائف اهل بهاء در مقابل مظالم وارده تشریح گردیده است. در قسمتی از این توقیع مهمّ حضرت ولیّ امرالله چنین می فرمایند:

اعضای محترمه محفل مجلّل مقدّس روحانی مرکزی اقلیم ایران حفظهم الله ملاحظه نمایند:

هوالله

یا امناء الرحمن و اوّدائه، دو نامه از محفل مجلّل مقدّس روحانی به تاریخ ۱ و ۸ نوامبر ۱۹۲۸ اخیراً به ارض اقدس واصل و بر مضامین هر یک کاملاً اطّلاع حاصل گشت. از خبر استمرار فشار و تضییقات شدیده متنوّعه در ممالک روسیّه و تعطیل در جریان امور مظلومه تأثّرات قلبیّه و تحسّرات شدیده حاصل گردید، نامه ای مخصوص به دو نفس مؤمنه زکیّه نورانیّه حضرت پرتوی و آقای کاظم زاده مرقوم گردید و به رشت ارسال گشت و صریحاً تأکید شد که یاران الهی را در آن صفحات از جهتی اطمینان دهند که این اوضاع حالیّه و انقلابات داخله و تهدیدات و تضییقات و شدائد متمادیه متزایده کلّ زائل و بر طرف گردد و به آسایش و امنیّت و رفاهیّت و اعزاز آئین حضرت احدیّت مبدّل شود و انوار عزّت و سعادت ابدیّه پیروان ارم الهی از افق کشور ظلمانی ساطع و باهر گردد و از جهتی دیگر امنای الهی و حافظان حصن حصین را در آن سرزمین متذکّر دارند که آنچه از طرف اولیای امور و حکّام محلّی و مرکزی آن اقلیم راجع به شئون اداری امریّه از قبیل انعقاد مجامع عمومیّه و تشکیل محافل و لجنه های امریّه و امر تبلیغ و نشریّات و مراسلات با مراکز داخله و خارجه صادر گردد باید کلّ اطاعت نمایند و تمرّد و مخالفت احکام و اوامر قطعیّه حکومت متبوعه خویش را به قدر رأس شعره ای جائز ندانند ولی در امور وجدانی که متعلّق به اصول معتقدات یارانست از قبیل تمرّد و انکار و تبرّی شبهه ای نبوده و نیست که جمهور مؤمنان و متمسّکان به عروة الوثقای ایقان و عرقان شهادت را بر اطاعت مقدّم دانند و هستی خویش را من دون خوف و تردید فنای مبدأ مقدّس خویش نمایند و از صراط مستقیم صراحت و حقیق انحراف نجویند و از تهدید و توبیخ و زجر و تبعید متردّد و متزلزل نگردند بلکه ملول و افسرده نشوند. ولی باید در جمیع شئون و احوال نمایندگان ارم حضرت ذوالجلال به وسائل متقنه فعّاله مشروعه متمسّک گردند و به الحاح و صرار در کمال متانت و وقار از ولاة امور در آن دیار تخفیف اوامر شدیده حکومت را استدعا و خواهش نمایند تا حکّام به طیب خاطر در سیاست خویش تغییر و تعدیل و تخفیفی دهند ولی اگر چنانچه اقدامات مشروعه برگزیدگان الهی فایده و نتیجه ای نبخشد باید کلّ تسلیم گردند و صداقت و صمیمیّت خویش را راجع به حکومت خویش در امور اداری امریّه ثابت و مبرهن سازند والّا عصیان و تمرّد و مخالفت اوامر و تبلیغات رسمیّه رجال دولت فتنه و آشوبی عظیم تر بر پا نماید و جامعه امر را در آن مملکت و اقالیم مجاوره در خطرات و مهالک عظیمه اندازد. یاران ستم دیده صبور و شکور باید در این موارد مطیع و منقاد گردند و به حبل تسلیم تمسّک جویند و امور را تفویض به حضرت مسبّب الاسباب نمایند و بر اتّحاد و یگانگی و تمسّک به شریعة الله و توجّه به مبادی و تعالیم الله بیفزایند و مطمئن و آسوده خاطر باشند که در این حوادث عظیمه ملکیّه و محن و رزایا و آفات و شدائد و بلایا حکمت بالغه کبریائی مکنون و مستور اثراتش به مرور ایّام ظاهر و نمایان گردد و علّت اعلاء و اشتهار و استحکام آئین مقدّس شود انّه یوفّی اجور الصّابرین ...

در سالهای اولیّه دهه ۱۹۲۰ م مبارزه با دیانت بهائی و ریشه کن کردن آن از خاک روسیّه به صورت یکی از اهداف حکومت در آمد. در این دوره کتب و مقالاتی علیه بهائیان انتشار یافت که بهائیان را بورژوا، مخالف کمونیسم و طرفدار رژیم سرمایه داری معرّفی می نمود. از جمله این آثار باید به کتاب داروف I. Darov زیر عنوان بهائیّت یک دیانت شرقی اشاره نمود که در لنین گراد به سال ۱۹۳۰ م طبع گردید. آثار ارشرونی نیز که شرح آن مذکور خواهد شد برای ردّ و تخطئه امر بهائی به رشته تحریر در آمد.

مشاکل اقتصادی، تضییقات مذهبی، دستگیری ها و محاکمات پی در پی بهائیان به حدّی شدّت یافت که بسیار از خانواده ای بهائی علیرغم میل قلبی مجبور بر ترک محلّ اقامت خود شدند. یکی از علل عمده مخالفت شدید مقامات دولتی با بهائیان وجود تشکیلات اداری بهائی و انتخاب محافل محلّی بهائی به شیوه انتخابات بهائی بود. مقامات دولتی انتخابات بهائی را که عمومی و آزاد و بدون تبلیغات انتخاباتی است مجاز نمی دانسته و پیوسته مصرّ بودند که از اخبار و تصمیمات محافل روحانیّه بوسیله نمایندگان دولت و اعضای ادارات پلیس باخبر گردند. مقامات دولتی عضویّت در تشکیلات اداری بهائی را جرم دانسته و اعضای محافل و کمیته های بهائی را که با انتخاب جامعه به این سمت منصوب می شدند دستگیر و محاکمه و مجازات می نمودند. جامعه هائی همچنین به مخالفت با حکومت و نظام کمونیستی، همکاری با جامعه مللف جاسوسی برای منافع انگلیس متّهم گشته و اولیای امور سیاسی از اطاعت بهائیان از مرکز روحانی و اداری خود در فلسطین خشمگین و ناراضی بودند.

مخالفت دولت روسیّه با بهائیان سبب گردید که مراکز اجتماعات و اماکن اوقاف بهائی نظیر کتابخانه ها و مسافرخانه ها به وسیله دولت ضبط و غصب گردید، جامعه بهائی از انتخاب اعضای محافل روحانیّه خود ممنوع شد، جوانان بهائی از تحصیلات عالیه در دانشگاه ها محروم شدند، محافل و مجالس بهائی قدغن گشت و حتّی سیر و سفر بهائیان به شهرها و مناطق دیگر محدود و زیر نظارت شدید قرار گرفت و جواز سفر آنها باطل گشت. در این اوان به بعضی از اعضای تشکیلات بهائی حکم شد که عضویّت ادارات سیاسی دولتی را بپذیرند و اخبار تشکیلات بهائی را در اختیار مقامات دولتی قرار دهند. ردّ چنین پیشنهاداتی که واضحاً مخالف اعتقادات روحانی بهائیان بود اولیاء ادارات سیاسی را به اتّخاذ تصمیمات شدید تر وادار نمود و سبب تبعید بعضی از بهائیان به ایران و اخراج بعضی دیگر از مشاغل دولتی و اداری و بستن مالیات های سنگین بر آنان گردید.(۳۲)

اگر چه در سالهای میانه دهه ۱۹۳۰ م از شدّت مشاکل و تضییقات کاسته شد و جامعه بهائی آزادی و تشکیلات اداری خود را تا حدودی باز یافت امّا در اوائل سال ۱۹۳۸ م موج جدید مشاکل و تضییقات وارده بر بهائیان آنچنان سهمگین و وسیع بود که تار و پود جامعه را به کلّی از هم پاشید. در این وقایع که از اوائل فوریّه ۱۹۳۸ م آغاز شد متجاوز از ۵۰۰ نفر از بهائیان روسیّه به تدریج دستگیر و زندانی و محاکمه شدند.(۳۳) منازلشان تفتیش شد، کتب و آثار بهائی کلّاً به تصرّف دولت در آمد و بهائیان به جرم همکاری و طرفداری از خارجیان از ۱۵ ماه تا دو سال و بعضی حتّی بیشتر محکوم به حبس شدند.(۳۴) تعدادی از بهائیان در زندان ها درگذشتند، عدّه ای پس از اتمام دوره سجن به مناطق مختلفه سیبریا تبعید گشتند و در حدود ۶۰۰ نفر از مردان و زنان و اطفال بهائی به ایران فرستاده شدند.(۳۵) در جریان این وقایع افراد جامعه بهائی و تشکیلات اداری آن کوشیدند تا عدم مداخله بهائیان در امور سیاسی را به زمامداران امور تفهیم نمایند و آنان را متقاعد سازند که بهائیان با هیچ نظامی در عالم زد و بند سیاسی ندارند. همچنین نهایت کوشش به عمل آمد که با تظلّم نزد رؤسای امور را تبعید بهائیان به ایران و گسیختن شیرازه حیات اجتماعی و اقتصادی صدها خانواده بهائی جلوگیری شود امّا شدّت اوضاع و سیاست خشونت بار حکومت به هیچیک از این مطالب وقعی ننهاد و در شرائطی طاقت فرسا جوامع بهائی روسیّه یکی پس از دیگری متلاشی گشت. شرح مشتقّات و مظالمی که بر مشتی بی گناه و بی خانمان در این اوان وارد آمده آنقدر حزن انگیز و تأثّر آور است که قلم را یارای تحریر آن نیست. مشتقّات و مشکلات بهائیان در این دوره که با ثبت خاطرات و مشاهدات بعضی از مسجونین به رشته تحریر در آمده فی الحقیقه باور نکردنی است.(۳۶)

چون قوانین حکومت روسیّه برای اقلیّتهای کمتر از ۵۰ نفر حتّی قائل نبود در اثر مصائب، در به دری، بی خانمانی و تبعید بهائیان تعداد بهائیان در اغلب مراکز پر جمعیّت بهائی به کمتر از ۵۰ نفر تقلیل یافت و از نظر قانونی از هر نوع حقّی محروم گشتند.

در جریان وقایع سال ۱۹۳۸ م معبد بهائیان عشق آباد که مظهر اعتقادات روحانی جامعه بهائی و ثمره مساعی خستگی ناپذیر بهائیان در عشق آباد و یادآور آزادی مذهبی نسل اوّل مهاجرین بهائی در روسیّه بود به موزه تبدیل گردید و سرانجام در سال ۱۹۴۸ م در زلزله شدید عشق آباد لطمه بسیار به آن وارد آمده و در سال ۱۹۶۳ م بقایای آن با خاک یکسان گشته محلّ آن به پارک عمومی تبدیل شد.

گزارش های پراکنده و غیر رسمی که گاهی از بقایای بهائیان روسیّه به دست آمده نشان می دهد که در ظرف چند دهه بعد از جنگ دوّم جهانی حدود ۲۰۰ نفر بهائی به طور پراکنده در شهرهای مختلف روسیّه شوروی مخصوصاً در ترکمنستان، ازبکستان و قفقازیّه زندگی می کرده اند امّا تشکیلات اداری و فعّالیّت اجتماعی و مذهبی بارزی که با دیانت بهائی ارتباط مستقیم داشته باشد نداشته اند.

تغییرات و تحوّلاتی که در ظرف چندین سال اخیر در جامعه روسیّه بوجود آمده، آزادی مجدّد فعّالیّت های مذهبی را با خود با ارمغان آورده است. در نتیجه تغییرات جدید، بهائیان باقی مانده در آن سرزمین به تدریج هویّت مذهبی خود را باز یافته و فعّالیّت های اداری و اجتماعی خود را مجدّداً آغاز نموده اند. امکانات و تسهیلات بیشتری که برای سفر خارجیان به روسیّه فراهم آمده نیز این امکان را بوجود آورده است که بعضی از بهائیان عالم مخصوصاً از اروپا به روسیّه سیر و سفر نمایند و در دوباره سازی جوامع بهائی و تأسیس مجدّد تشکیلات بهائی اقدام نمایند. فعّالیّت های جدیدی که از سال های آخر دهه ۱۹۸۰ م در روسیّه آغاز شده انتخاب مجدّد محفل روحانی عشق آباد را پس از شصت سال که از تعطیل آن گذشته بود در آپریل ۱۹۹۰ میسّر ساخت. بسیاری از محافل روحانی بهائی نظیر محفل مسکو، سمرفند، مرو و دوشنبه نیز که سابقه ای قدیمی در تاریخ امر بهائی در روسیّه داشته اند به تدریج از سال ۱۹۹۰ م به بعد دوباره انتخاب و تشکیل شده اند. یکی از اوّلین اقداماتی که محفل روحانی مسکو به انجام آن مبادرت نموده طبع و انتشار نشریّه خبری موسوم به یدینستو (یگانگی) است که شماره اوّل آن (۲۱ مارچ – ۵ جون ۱۹۹۰) در ۳۰ صفحه به زبان روسی نشر گشته و خلاصه ای از مطالب آن به زبان انگلیسی هم مندرج گردیده است.

کثرت تدریجی سیر و سفر مبلّغین و مهاجرین بهائی، ازدیاد فعّالیّت های تبلیغی، فرهنگی و اجتماعی و تأسیس مدارس و مؤسّسات بهائی در بلاد مختلفه روسیّه در چند سال اخیر سبب قوّت و اشتهار روز افزون جامعه بهائی گشته و بر تعداد محافل روحانیّه و مراکز امریّه در آن سامان به شدّت افزوده است. اطّلاعات آماری موجود نشان میدهد که از اپریل سنه ۱۹۹۲ تا کنون پنج محفل مرکزی و ملّی که دامنه فعّالیّت های آنان تمام بلاد واقع در اتّحاد جماهیر شوروی سابق را در بر می گیرد در آن سرزمین وسیع تأسیس یافته و در ظلّ آنان ده ها محفل روحانی محلّی و جماعات بهائی به انجام و گسترش خدمات امری خود مشغول و مألوفند.

در این مقام مناسب است که درباره آثار مقدّسه بهائی که تا کنون به زبان روسی ترجمه گشته نیز چند سطری مرقوم گردد.

شکّ نیست که اوّلین کتاب مهمّ بهائی که به زبان روسی ترجمه و طبع گردید کتاب اقدس است که چنانچه شرح آن خواهد آمد در سال ۱۸۹۹ م در سنت پطرزبورگ همراه با بعضی از آثار دیگر حضرت بهاءالله طبع و انتشار یافت. اگر چه در سال های اولیّه قرن بیستم نیز بعضی دیگر از آثار بهائی به طور پراکنده ترجمه و در جوامع بزرگتر بهائی نظیر تاشکند به طبع رسید امّا کوشش پی گیر برای ترجمه آثار حضرت بهاء الله در دهه ۱۹۳۰ م به ثمر رسید و درنتیجه کتاب ایقان و کلمات مکنونه که از مهمّ ترین آثار حضرت بهاءالله پس از کتاب اقدس محسوبند به حیله طبع آراسته گردید. امّا از آثار حضرت عبدالبهاء باید به مکتوب مشهور آن حضرت خطاب به انجمن صلح لاهه اشاره نمود که به سال ۱۹۲۱ م به روسی ترجمه شد. در سال ۱۹۴۷ م مفاوضات عبدالبهاء به وسیله عبّاس قمی به روسی ترجمه گردید(۳۷) و در سال ۱۹۸۰ م مکتوب مفصّل حضرت عبدالبهاء خطاب به عالم بزرگ سویسی یعنی دکتر اگوست فورل Dr. A. Forel به روسی ترجمه و انتشار یافت.

از آثار حضرت شوقی افندی ترجمه روسی اثر مهمّ آن حضرت زیر عنوان هدف نظم نوین جهانی The Foal if a New World Order در ۱۹۷۹ م در آلمان انتشار یافت و تهیّه ترجمه اثر بسیار پر اهمیّت حضرت شوقی افندی زیر عنوان قد ظهر یوم المیعاد The Promised Day Is Come  در این ایّام در دست اقدام است. غیر از این کتب باید به ترجمه و طبع مجموعه های کوچکی از ادعیّه بهائی نیز اشاره نمود که در سال ۱۹۹۰ م در مسکو و آلمان انتشار یافته است.

فعّالیّت جوامع بهائی در نشر و ترجمه آثار مبارکه بهائی و انتشار رسالات و جزوات تبلیغی و تهیّه موادّ آموزشی در سنین اخیر در شهرهای مختلفه روسیّه همواره رو به افزایشی سریع بوده و ذکر جزئیّات این اقدامات در این مقاله میسّر نمی باشد.

بشاراتی که در آثار مقدّسه بهائی و مخصوصاً در آثار حضرت شوقی افندی به تأکید تکرار گشته و بهائیان را در تحقّق این بشارات شکّ و شبهه ای نیست حکایت از آن می نماید که روح محبّت، اخوّت بین الملل و ارزشهای معنوی موجود در اصول عقاید بهائیان که روح این عصر و حلّال مشکلات جوامع بشری در سطح بین المللی است در کشور روسیّه نیز به تدریج نوذ خواهد یافت و امید میرود مردم آن سرزمین وسیع دیانت بهائی را به عنوان دیانتی که ضامن رفاه و سعادت روحانی جمیع انبیاء انسانی در کره خاک است بشناسند.

چنین آینده ای برای دیانت بهائی در توقیع حضرت ولیّ امرالله که به تاریخ ۱۱ ژانویه ۱۹۲۳ در حقّ احبّای عشق آباد عزّ صدور یافته چنین منعکس گردیده است:

" ... شبهه ای نیست که آن روز مبارک خواهد رسید که نفس مخرّبین آئین و دین الهی و مروّجین عقائد سخفیه مادّیون عالم خود قیام نمایند و این آشوب و فتن را به دست خویش خاموش کرده بنیان بی دینی مفرطشان را از اساس بر اندازند و به جان و دل و به قوائی اشدّ و اکمل از قبل به تلافی مافات قیام نموده خود را منظمّ به پیروان این امر مبارک نمایند و مروّج تعالیم حضرت بهاء الله گردند ... اگر یاران ثابت و راسخ مانند و در نهایت تمکین و حکمت به وظائف خود قایم نمایند امور عجیبه از پس پرده حکمت الهی مشهود و عیان گردد و جنود تأیید به قوائی ملکوتی و به اسباب غیر منتظره در نقاطی مخصوصه نصرت امر قیّوم را خواهند کرد و چشم روحانیان را در تمام قطعات عالم روشن و منوّر خواهند نمود ..."

و نیز حضرت ولی امرالله در توقیع مورّخ ۲ ژانویه ۱۹۳۰ چنین می فرمایند:

" ... اقلیم روس در آینده جنّة النّعیم گردد و امر تبلیغ ترویجی عظیم یابد. معبد عظیم در قطب آن اقلیم جلوه ای حیرت انگیز نماید و اسم اعظم جمال قدم رنّه در معاهد و صوامع و معابدش اندازد. صبر و تحمّل لازم این انقلابات جسیمه را حکمت های عظیمه بالغه مکنون من بعد بر کلّ آشکار و مبرهن گردد ..."

و نیز حضرت ولیّ امرالله در توقیع مورّخ ۲۲ اپریل ۱۹۳۰ م پس از اشاره به اشتداد تضییقات و تعدّیات وارده بر بهائیان ترکستان و قفقاز چنین می فرمایند:

" ... این بلایای متتابعه بالمآل بر طرف گردد و شمس عزّت و رخاء در آن اقلیم نیز ساطع و باهر شود. استعداد نفوس ازدیاد یابد و میدان تبلیغ حاضر و آماده گردد و وعود الهیّه تحقّق پذیرد و ندای ملکوت رنّه در صوامع و مجامعش اندازد ..."

مطالعه تاریخ امر بهائی در روسیّه را نمی توان بدون اشاره به مساعی مستشرقین و مورّخین روسی درباره امر بابی و بهائی به پایان رسانید. لذا چند صفحه ذیل را به مطالعه اجمالی این مساعی اختصاص می دهد و در ابتدای کلام این نکته را خاطر نشان می سازد که بررسی دقیق و جامع چنین مطلبی مستلزم دانستن زبان روسی و مراجعه به منابع و مآخذ اصلی و دست اوّل در این زمینه است. نویسنده که با زبان روسی آشنائی ندارد ناچار مطالب ذیل را بر اساس منابع و مآخذ ثانوی استوار ساخته به این امید که در آینده ایّام اهل تحقیق با استفاده از منابع و مدارک و اسنادی که به زبان روسی وجود دارد در این زمینه اساسی به تحقیقات مجدّانه پردازند و این شرح مختصر که در واقع به منزله مقدّمه ای کوتاه برای موضوعی مفصّل محسوب می گردد به مطالعات وسیع تر و دقیق تر منجر گردد.

دیانت بهائی و مستشرقین، مورّخین و نویسندگان روسی

هم جواری ایران و روسیه و علاقمندی علمای آن سرزمین به تحقیق در تاریخ، فرهنگ و زبان های ایران زمین آنان را به مطالعه و بررسی تاریخ و معارف بابی – بهائی نیز علاقمند ساخت و جنبه های مختلف این نهضت جدید انظار بسیاری از مستشرقین و تاریخ نویسان روسی را به خود جلب نمود.

در میان مستشرقین، در حقیقت علمای روس از اوّلین کسانی هستند که نهضت بابی و تحوّلات فکری و تاریخی آن را مورد مطالعه قرار داده و در معرّفی و نشر آثار آن کوشش نموده اند. آثار و مطالعات مستشرقین روسی جای خاصّی در بین مطالعات شرق شناسان عالم دارد چه اینان به منابع و مآخذ و گزارش هائی دسترسی داشته اند که سایر مستشرقین به ندرت از امکان استفاده از آنها برخوردار بوده اند. منابع مستشرقین روسی نشان میدهد که درباره نهضت بابیّه و فعّالیّت های بابیان به گزارش های مشروح و مفصّلی که از مأمورین کنسولی دولت روسیه در ایران واصل میشده دسترسی داشته اند. گزارش های مأمورین و کارگزاران دولت روسیّه در ایران که مبتنی بر مسموعات و مشاهدات آنهاست از منابع دست اوّل محسوب می گردد.

مطالعات مسشرقین و مورّخین اولیّه روسی که قبل از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ به مطالعه امر بابی پرداخته اند حاکی از برداشت فردی آنان از ظهور بابیّه و مبتنی بر آثار مشهورتر حضرت باب و شرح وقایع تاریخی نهضت بابیّه است. این رویّه که تا سالهای اولیّه پس از انقلاب پس از انقلاب ۱۹۱۷ م نیز ادامه یافت به یکباره در سالهای آخر دهه ۱۹۲۰ م به عکس العمل واحدی که مبتنی بر سیاست حزب کمونیست در مخافت با مذهب بود تبدیل شد و به صورت حمله و تبلیغات حزب کمونیست بر ضدّ اهداف و مقاصد دیانت بهائی درآمد. در سالهای آخر دهه ۱۹۳۰ م تا سنین اخیر اگر چه مخالفت با اهداف و مقاصد دیانت بهائی ادامه یافته امّا مورّخین روسی به تدریج خود را از برنامه سیاسی دولت و از اینکه وسیله تبلیغات و ناشر اهداف و مقاصد حزب کمونیست باشند کم و بیش خلاص نموده و آثاری که زبده آنان بوسیله مؤسّسات علیم و مراجع بنام فرهنگی در روسیّه شوروی منتشر نموده اند از اعتبار و اشتهار نام این مؤسّسات سود جسته است.

هر چند محدودیّت توزیع و عدم دسترسی اهل علم به صدها اثر بابی و بهائی که به وسیله بهائیان ایران طبع گشته میتواند عذری برای عدم رجوع محقّقین به این قبیل آثار محسوب گردد امّا جای تعجّب و تأمّل است که محقّقین روسی که شاید به سهولت می توانسته اند از آثار متنوّع بهائی طبع اروپا و امریکا استفاده نمایند به ندرت به این آثار مراجعه و از آنها استفاده کرده اند. مراجعه به صورت منابع مورد رجوع و استفاده مستشرقین روسی نشان میدهد که تعداد بسیار کمی از آنان از تعداد بسیار معدودی از آثار اصلی بهائی که فی الحقیقه از منابع دست اوّل در مطالعات مربوط به دیانت بهابی – بهائی محسوب می گردد استفاده نموده اند. در واقع منابع اصلی بهائی که مورد رجوع و استفاده اهل تحقیق در روسیه قرار گرفته از حدّ چند خطابه و اثر حضرت عبدالبهاء نظیر لوح لاهه و رساله مدنیّه و مجموعه انگلیسی ahai World Faith و کتاب حضرت شوقی افندی ربّانی زیر عنوان God Passes By تجاوز نمی نماید. این محقّقین متأسّفانه از آثار مورّخین و مستشرقین اروپائی نیز به صورتی بسیار محدود استفاده نموده و اکثراً مطالعات و تحقیقات خود را به مراجعه و استفاده از آثار تعداد معدودی از آنان نظیر براون E.G. Browne، نیکلا Louise Alphonse Nicolas، گوبیو Joseph Arthur Comte de Gobineau، نولد که Theodor Noldeke و واتسن Robert G. Watsonمحدود ساخته اند. محقّقین و مورّخین روسی در شرح و تحلیل وقایع تاریخ بابی- بهائی غیر از مراجعه به تواریخ رسمی مشهور نظیر ناسخ التّواریخ لسان الملک سپهر و روضة الصّافی ناصری اثر رضا قلی خان هدایت به کواکب الدّریّه عبدالحسین آواره و کتاب مجعول نقطة الکاف و تاریخ جدید میرزا حسین همدانی اکتفاء نموده اند و حتّی متون دست اوّلی که به وسیله پیش گامان مطالعات بابی – بهائی نظیر رزن B. Roson، درن J. A. Dorn، ژکفسکی V. A. Joukovsky و تومانسکی A. G. Toumanski در روسیه طبع و انتشار یافته کمتر مورد توجّه و اعتنای دقیق محقّقین روسی واقع شده است.

تصویری که از دیانت بابی در آثار مستشرقین و مورّخین روسی نقش شده بر نظام فکری مارکسیستی – لنینیستی استوار است. چنین نظامی که عنصر اصلی در فضای حاکم بر جهان بینی مورّخین و مستشرقین روسی را تشکیل میدهد، و هر نوع مطالعه مذهبی باید در تحت سیطره اصول فکری آن به انجام رسد، محقّقین روسی را خواه و ناخواه در قضاوتی کم و بیش یکسان در مواجهه با تحوّلات مذهبی قرار میدهد و محدودیّت و تصلّب قضاوت ها و استنتاجات آنان را از قضایی مذهبی سبب می گردد. در تحت حکومت چنین نظامی ارزش های معنوی ادیان به کلّی نفی و یا ندیده گرفته میشود و نسبت به وقایع و جنبه های پیچیده مذهبی هر نوع اظهار نظری که مبتنی بر الحاد و تخطئه معنویّات آن نباشد به مخالفت و یا حدّ اقلّ انحراف از قالب های فکری نظام مارکسیستی – لنینیستی که طبیعتاً عواقب مطلوبی در نظر زعمای سیاسی ندارد حمل می گردد. با توجّه به سیطره سنگین چنین نظامی بر فضای تحقیقات و تتبّعات مذهبی در روسیّه شوروی تصویری که از دیانت بابی در آثار این محقّقین نقش گشته عبارت از نظامی ضدّ فئودالی است که علیه قدرت علمای بزرگ تشییع و ظلم مالکین و اعیان ظاهر شد تا عدالت اجتماعی را برقرار سازد و عدم تعادل در مالکیّت های خصوصی و توزیع غیر عادلانه ثروت را سامان بخشد و مظالم وارده بر مردم محروم ایران را مرتفع سازد. دیانت بهائی در نظر غالب این مستشرقین عبارت از اصلاحی بورژوازی در داخل اسلام است – اصلاحی که از منافع قدرت های سرمایه داران و ثروتمندان دفاع نموده و در صدد برآمده است تا قوانین و افکار اجتماعی و اقتصادی جوامع سرمایه داری را حفظ و ترویج نماید.

آنچه در آثار مورّخین روسی درباه ارتباط دیانت بهائی با بابیّه ملاحظه می شود آن است که این قبیل مورّخین ادّعا نموده اند که بهائیان مقام حضرت باب را در حدّ مبشریّت به ظهور حضرت بهاءالله تقلیل داده اند و چنین خاطر نشان ساخته اند که حضرت بهاء الله در نهضت بابیّه اصلاحاتی ایجاده نموده و صبغه اسلامی و مخصوصاً شیعی بابیّت را از آن جدا کرده اهداف و مقاصدش را به نظامی بین المللی مبدّل ساخته اند. در هر حال علیرغم آنچه محقّقین روسی درباره نهضت بابی و بهائی گفته و نوشته اند حقیقت آن است که هنوز تجزیه و تحلیلی جامع که مبتنی بر آثار حضرت باب و حضرت بهاء الله باشد به وسیله علمای روسیّه صورت نگرفته و مطالعات آنان که اکثریِت قریب به اتّفاق آنها به دوره اوائل نهضت بابیّه راجع است پراکنده، مختصر و فاقد تجزیه و تحلیلی همه جانبه و واقع بینانه درباره این نهضت است.

معرّفی، شرح و بسط و نقد آثاری که به وسیله صاحب نظران روسی درباره دیانت بهابی و بهائی به رشته تحریر در آمده بسیار مفصّل تر از حوصله این مقاله است امّا برای آنکه با آثار معاریف مستشرقین و مورّخین روسی آشنائی اجمالی حاصل گردد ذیلاً به شرح مختصر احوال و ارائه صورت مهمّ ترین آثار آنان می پردازد و از نویسندگان و شعرای روسیّه به رابطه تولستوی با مر بهائی و آثار خانم رینوسکایا نیز اشاره مینماید.(۳۸)

ارگانویچ Organovich 

یکی از اوّلین کسانی که درباره نهضت بابی مقاله ای منتشر ساخته ارگانویچ است که در سال ۱۸۶۱م در شماره ۵۶ و ۵۷ روزنامه Kavakaz مقاله ای زیر عنوان دراویش و مذهب بابیّه انتشار داد. ارگانوویچ اگر چه در مطالعات بابیّه شخصیّتی به نام محسوب نمی گردد و مسموعات او از مسلمین منبع مقالات او گشته امّاچون از اوّلین کسانی است که درباره نهضت بابیّه مطلب نوشته حائز ذکر است. از ارگانوویچ اثر دیگری نیز زیر عنوان سفر به ایران در سال ۱۸۶۳ به جا مانده که حاوی اطّلاعات مبسوطی درباره بابیان است.

 درن Johannes Albrecht Bernhard Dorn 

پروفسور درن اگر چه آلمانی الاصل است امّا از سال ۱۸۲۹ م به عنوان معلّم السنه شرقیّه در خدمت حکومت روسیّه در آمد و آثار بسیار متعدّدی مخصوصاً درباره زبان و فرهنگ و تاریخ افغان ها منتشر ساخت. او از اوّلین مستشرقینی است که راجع به عقاید و آثار بابیّه از سال ۱۸۶۴ م به بولتن آکادمی علوم سنت پطرزبورگ Bulletin de Lacademie Imperiale des Sciences de St. Petersbourg مطلب نوشت و نسخ خطّی آنها را معرّفی نمود. سایر مستشرقین روسی از طریق آثار پروفسور درن با آثار حضرت باب از جمله بیان عربی و فارسی آشنا شدند.

میرزا کاظم بیک

او اگر چه در رشت متولّد شده و ایرانی الاصل است امّا از جوانی در شهرهای مختلفه روسیه زندگی نموده و بتدریس زبان و ادبیّات فارسی در دانشگاه های روسیّه اشتغال داشته است. میرزا کاظم بیک نویسنده کتاب باب و بابیان و یا انقلاب سیاسی – مذهبی در ایران در سالهای ۱۸۵۲-۱۸۴۴ است که به سال ۱۸۶۵ م در متجاوز از ۳۵۰ صفحه در سنت پطرزبورگ منتشر گردید و از اوّلین آثار مهمّی محسوب می گردد که درباره تاریخ دیانت بابیّه منتشر گردیده است. منابع اصلی تاریخ او تواریخ رسمی مورّخین ایرانی نظیر ناسخ التّواریخ و یادداشت ها و خاطرات شاهدان عینی است. کاظم بیک اطّلاعات مختلفه پراکنده را از منابع و مآخذ گوناگون گردآوری نموده و کتابی مشروح درباره نهضت بابیّه در اختیار علاقمندان قرار داده است. این کتاب یکی از منابع اصلی مورد